من بار افتاده
محمود کریمیمن بار افتاده

(من، بار اُفتاده

دَرِ خونَه‌ت با دِلِ زار اُفتاده

گُذَرَم باز به دَربار اُفتاده

من، از راه مونده

از رَفیقایی که بُردی جا مونده

دیگه از چِشمای یار اُفتاده)۲

٭٭٭٭

یه بَختی دارم خوابِ خواب، ولی عاشق‌پیشَه‌م

یه اوضاعی دارم خَراب، یه‌روزی خوب میشم

تا اِسمِت میاد، سَراپا آتیشم

٭٭٭٭

(دیوونه می‌خواد سِلسِلَه‌ت؟ من، من، من، من 

اِی فَدای اون حوصِلَه‌ت، من، من، من، من 

با اون همه جاه و جَلال، جان، جان، جان، جان

قُربونی می‌خواد قافِلَه‌ت؟ من، من، من، من)۳

٭٭٭٭

تو، بی‌اَندازه 

مهربونی و دَرِ خونَه‌ت بازه

پُرِه چِشمای تو از حَرفِ تازه

تو، بی‌پیرایه

 گوش میدی با دل و جون به حَرفای

 این گدایی که پیشِت مُشتِش بازه

٭٭٭٭

چی شُد که توو این غُلغُلِه، مَنو پیدا کردی 

که این‌طوری آغوشِتو، رویِ من وا کردی

منِ تِشنه رو، خودِ دریا کردی

٭٭٭٭

(کی فِکرِ غَمِ نوکَره؟ تو، تو، تو، تو

مِهرَبون‌تر از مادَره؟ تو، تو، تو، تو)۲

کی نَمونده پای قَرار؟ من، من، من، من

کی مَنو حرم میبَره؟ تو، تو، تو، تو

٭٭٭٭

دیوونه می‌خواد سِلسِلَه‌ت؟ من، من، من، من 

اِی فَدای اون حوصِلَه‌ت، من، من، من، من 

با اون همه جاه و جَلال، جان، جان، جان، جان

قُربونی می‌خواد قافِلَه‌ت؟ من، من، من، من

٭٭٭٭

کی فِکرِ غَمِ نوکَره؟ تو، تو، تو، تو

مِهرَبون‌تر از مادَره؟ تو، تو، تو، تو

کی نَمونده پای قَرار؟ من، من، من، من

کی مَنو حرم میبَره؟ تو، تو، تو، تو

٭٭٭٭

(قُربونی می‌خواد قافِلَه‌ت؟ من، من، من، من)۳

٭٭٭٭

اِی زُلف‌آشُفته

تا که چِشمِ تو به خِیمه می‌اُفته

توو چِشات یه دُنیا روضَه‌ست، ناگُفته

اِی نِـیزه‌خورده 

بگو کُهنه‌پیرْهَنِت رو کی بُرده

پیرْهَنی که فاطمه واسَه‌ت بافته

٭٭٭٭

غَریبی که حَتّیٰ سَنان، به اَشکِت می‌خَنده

نِگاش میکنی اَمّا خون، چِشاتو می‌بَنده

نَمُردیم بَرات، حسین جان شرمنده

٭٭٭٭

گوشِ تو و حَرفای شِمر، وای، وای، وای، وای

رفته رو سینَه‌ت پای شِمر، وای، وای، وای، وای

حیفِ تو و موهای تو، حِیف، حِیف، حِیف، حِیف

که باشه توو دَستای شِمر، حِیف، حِیف، حِیف، حِیف

٭٭٭٭

کی فِکرِ غَمِ نوکَره؟ تو، تو، تو، تو

مِهرَبون‌تر از مادَره؟ تو، تو، تو، تو

کی نَمونده پای قَرار؟ من، من، من، من

کی مَنو حرم میبَره؟ تو، تو، تو، تو

٭٭٭٭

(حسین‌جان،‌ حسین‌جان

حسین‌جان،‌ حسین‌جان)۲

٭٭٭٭

(به من گُفتن بی‌دَردان)۲

بِزَن دَستی به دامانَش

٭٭٭٭

(به من گُفتن بی‌دَردان، بِزَن دَستی به دامانَش

اگر می‌داشتم دَستی، گَریبان پاره می‌کردم)۲