چه بگویم نگفته هم پیداست
محمود کریمیچه بگویم نگفته هم پیداست

(چه بگویم، نگُفته هم پِیداست

غمِ این عشق، مگر یکی و دوتاست

به هَمَم ریخته است گیسویی

به هَمَم ریخته است مُدَّت‌هاست)۲

 ٭٭٭٭

(یا بَرگَرد، یا آن دل را بَرگَردان

یا بِنشین، یا این آتش را بِنشان)۲

آه اِی جان، آه اِی جان

٭٭٭٭

یا بَرگَرد، یا آن دل را بَرگَردان

یا بِنشین، یا این آتش را بِنشان

آه اِی جان، آه اِی جان

٭٭٭٭

یا بَرگَرد، یا آن دل را بَرگَردان

یا بِنشین، یا این آتش را بِنشان

آه اِی جان، آخَر تا کِی سَرگَردان

آه اِی جان، آه اِی جان

٭٭٭٭

(چه اُمیدی، پس از تو در دل‌هاست

همه گویند، عُمر دستِ خداست

تَرسَم از زندگیِ بَعد از توست

مثلِ لَب‌تشنه‌ای که در صَحراست)۲

٭٭٭٭ 

یا روحِ من را بیرون کُن از تَن

(یا بَرگَرد، که‌این ماندن شُد جان‌کَندَن)۲

دل‌تنگم، عشقِ من

٭٭٭٭

یا بَرگَرد، یا آن دل را بَرگَردان

یا بِنشین، یا این آتش را بِنشان

آه اِی جان، آخَر تا کِی سَرگَردان

آه اِی جان، آه اِی جان

٭٭٭٭

چه بَساطی، شُدَه‌ست در خانه

همه شمع و، عَلیست پروانه

بوی خون است، رویِ دستِ من

بوی یاس است، بَر رویِ شانه

٭٭٭٭ 

یا در خانه با زینب گِریانم

(یا شب‌ها در کوچه سَرگَردانم)۲

می‌بینی، حِیرانم

٭٭٭٭

یا بَرگَرد، یا آن دل را بَرگَردان

یا بِنشین، یا این آتش را بِنشان

آه اِی جان، آخَر تا کِی سَرگَردان

آه اِی جان، آه اِی جان

٭٭٭٭

چه بگویم، نگُفته هم پِیداست

غمِ این عشق، مگر یکی و دوتاست

به هَمَم ریخته است گیسویی

به هَمَم ریخته است مُدَّت‌هاست

٭٭٭٭

(یا بَرگَرد، یا آن دل را بَرگَردان

یا بِنشین، یا این آتش را بِنشان

آه اِی جان، آخَر تا کِی سَرگَردان

آه اِی جان، آه اِی جان)۲

٭٭٭٭

چه عَزایی، شُده‌است هَر شبِ من

روضه‌ی توست، مانده بَر لبِ من

که قرارِ، من و تو اِی بانو

لحظه‌ی اِلتماسِ زینبِ من

٭٭٭٭

(یا بَرگَرد، یا آن دل را بَرگَردان

یا بِنشین، یا این آتش را بِنشان

آه اِی جان، آخَر تا کِی سَرگَردان

آه اِی جان، آه اِی جان)۲

٭٭٭٭

یا اَبَاالفَضل، برادَرَت تنهاست

تیر و نِــیزه مگر یکی و دوتاست

به هَمَم ریختَه‌ست فَرقِ سَرَت

سَرِ تو رویِ شانه‌ی زهراست

٭٭٭٭ 

می‌مانی، با پِیکَرِ صَدپاره

می‌مانم، سَرگَردان و آواره

می‌میرد، شیرخواره، شیرخواره

٭٭٭٭

یا بَرگَرد، یا آن دل را بَرگَردان

یا بِنشین، یا این آتش را بِنشان

آه اِی جان، آخَر تا کِی سَرگَردان

آه اِی جان، آه اِی جان

٭٭٭٭

بادِ گَرمی، وَزید در گودال

شِمر آمد، پَرید در گودال

به رویِ سینه‌ی حسین نِشَست

خَنجَرَش را کِشید در گودال

٭٭٭٭ 

یا بَردار از رویِ حَنجَر، دِشنه

یا تَر کُن لَب‌های این لَب‌تِشنه

واوِیلا، واوِیلا

٭٭٭٭

اِی حسین

(حسین، اِی وای اِی وای)۳