گفتن ندارد
محمود کریمیگفتن ندارد

(گفتن ندارد)۲، کوچه شُلوغ و جای یک سوزَن ندارد

(گفتن ندارد)۲، کوچه شُلوغ و جای یک سوزَن ندارد

٭٭٭٭

(نامَرد مَردُم)۲، حَقِّ علی و فاطمه خوردن ندارد

(نامَرد مَردُم)۲، حَقِّ علی و فاطمه خوردن ندارد

٭٭٭٭

(مادر به خود گفت، شاید کَسی کاری به کارِ زن ندارد)۲

من از نَبی‌اَم، (حتماً کَسی کاری به کارِ من ندارد)۲

٭٭٭٭

(نامَرد مَردُم، حَقِّ علی و فاطمه خوردن ندارد)۲

گفتن ندارد، کوچه شُلوغ و جای یک سوزَن ندارد

٭٭٭٭

مادر به خود گفت، شاید کَسی کاری به کارِ زن ندارد

من از نَبی‌اَم، حتماً کَسی کاری به کارِ من ندارد

٭٭٭٭

(اُفتادَنِ زن، در پیشِ چَشمِ دیگران دیدَن ندارد)۲

(بَرخیز مادر)۲

٭٭٭٭

(نامَرد مَردُم، حَقِّ علی و فاطمه خوردن ندارد)۲

(اُفتادَنِ زن، در پیشِ چَشمِ دیگران دیدَن ندارد)۲

٭٭٭٭

(بَرخیز مادر)۲، زینب پَناهی غِیرِ این دامَن ندارد

(بَرخیز مادر)۲، زینب پَناهی غِیرِ این دامَن ندارد

٭٭٭٭

وقتی حُسِینَت، در لحظه‌ی گودال پیراهَن ندارد

(وقتی حُسِینَت)۲، در لحظه‌ی گودال پیراهَن ندارد